مرتضى مطهرى

101

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دشمنان بود . اين زن گاهى در نوحه‌سرايى خودش همهء بچه‌هايش را ياد مىكند و گاهى بالخصوص ارشد فرزندانش را . أبو الفضل ، هم از نظر سنى ارشد فرزندان او بود ، هم از نظر كمالات جسمى و روحى . من يكى از دو مرثيه‌اى را كه از اين زن به خاطر دارم براى شما مىخوانم . به طور كلى عربها مرثيه را خيلى جانسوز مىخوانند . اين مادر داغديده در اين مرثيهء جانسوز خودش گاهى اين گونه مىخواند ، مىگويد : يا مَنْ رَأَى الْعَبّاسَ كَرَّ عَلى جَماهيرِ النَّقَدِ * وَ وَراهُ مِنَ ابْناءِ حَيْدَرَ كُلُّ لَيْثٍ ذى لَبَدٍ انْبِئْتُ أنَّ ابْنى اصيبَ بِرَأْسِهِ مَقْطوعَ يَدٍ * وَيْلى عَلى شِبْلى امالَ بِرَأْسِهِ ضَرْبُ الْعَمَدِ لَوْ كانَ سَيْفُكَ فى يَدَيْكَ لَما دَنى مِنْكَ احَدٌ « 1 » . مىگويد اى چشم ناظر ، اى چشمى كه در كربلا بودى و آن مناظر را مىديدى ، اى كسى كه در كربلا بودى و مىديدى ، اى كسى كه آن لحظه را تماشا كردى كه شير بچهء من أبو الفضل از جلو ، شيربچگان ديگر من پشت سرش بر اين جماعت پست حمله برده بودند ، اى چنين شخصى ، اى حاضر وقعهء كربلا ، براى من يك قضيه‌اى نقل كرده‌اند ، من نمىدانم راست است يا دروغ ، آيا راست است ؟ به من اينجور گفته‌اند ، در وقتى كه دستهاى بچهء من بريده بود ، عمود آهنين به فرق فرزند عزيز من وارد شد ، آيا راست است ؟ بعد مىگويد أبو الفضل ، فرزند عزيزم ! من خودم مىدانم اگر تو دست مىداشتى مردى در جهان نبود كه با تو روبرو بشود . اينكه آمدند چنين جسارتى كردند براى اين بود كه دستهاى تو از بدن بريده شده بود . و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم . و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطاهرين

--> ( 1 ) . منتهى الآمال ، ج 1 / ص 386 .